گزارش کامل صعود به قله تفتان و گردشگري سيستان و بلوچستان

     اخيراً گزارش صعود به قله تفتان را با ذکر نکاتی تکميل نموده و گزارش گردشگري سيستان و بلوچستان را بدان اضافه نمودم. به اميد مفيد بودن، آن را در وبلاگ گذاشته‏ام. در اينجا بعضی از بخشها را به صورت خلاصه آورده‏ام و گزارش کامل آن در ادامه آمده است.

سفر گردشگري و کوهنوردي‏ام به سيستان و بلوچستان با چند چالش و ريسک همراه، و به‏نحوي سفري ماجراجويانه بود به‏نحوي که داشتن جرئت تکرار چنين سفر يا مشابه آن بعيد به‏نظر مي‏رسد! تحويل سال نو 1389 در کنار خانواده نبودن، سفر و کوهنوردي به‏تنهايي به مناطق ناشناخته و به ظاهر ناامن و بدون وسيله نقليه، جاي سؤال داشت، ولي براي من حل شده بود. . . .

دامنه‏هاي تفتان در فصل تابستان ييلاق مردم طايفه "ريگي" وديگر عشاير بلوچ ساکن پيرامون شهرستان خاش است.

. . . خود را محمود و رحيم ريگي معرفی کردند (باز هم ريگي!). . .

ريگي‏ها، طايفه بزرگي در منطقه‏اند و افراد خيلي خوب زيادي دارند به‏نحوي که بعداً در شهرهاي استان، اماکن زيادي مثل مجموعه ورزشي و خيابان با نام شهيد ريگي ديدم.

سيستان و بلوچستان؛ سفر به طبيعتی ناشناخته، تاريخی کهن

شهر سوخته؛ تجلي‏گاه هنر، صنعت و تمدن در 5000 سال پيش . . .

اينجا درياي كوچك (خليج چابهار) است. ماهيگيران غيرحرفه‏اي (مسافران) در حال ماهيگيري، چند قايق موتوري در حال حركت، تعدادی پرنده، چهار پنج قايق ماهيگيري بيكار و بوی ماهي خام از بازار ماهي ساحلي و قلعه پرتغاليها در نزديکی

بالاخره حدود ساعت 20 سه‏شنبه سوم فروردين 1389 (پس از 29 ساعت مسافرت با اتوبوس! از چابهار) به ترمينال جنوب تهران و يك ساعت بعد به كرج رسيدم و پايان سفر ماجراجويانه.

گزارش کامل صعود به قله تفتان و گردشگري سيستان و بلوچستان را در ادامه بخوانيد.

ادامه نوشته

گزارش کامل سفر به سوريه و لبنان

باسمه تعالی

سفر سوريه - لبنان

اخيراً گزارش سفر به سوريه خصوصاً رفتن به لبنان را تکميل کردم، لذا آن را در وبلاگ می‏گذارم. انشاءالله مفيد باشد.

براي سياحت يك‏روزه لبنان، صبح زود يكشنبه چهارم فرورين 1387 راه افتاده از 5 صبح به مدت هفت و نيم ساعت! در مرز معطل شديم.در خاک لبنان از كوه و دره و کنار باغ‏ها و ويلاها رد می‏شديم و جاده باريكتر می‏شد تا به بيروت عروس شهرهاي دنيا رسيديم. لبنان كشورى با جمعيتى تقريبا مساوى از سه گروه مسيحي، شيعي و سني با همزيستي مسالمت آميز است. به‏کمک تابلوهاي راهنما به انگليسي و فرانسوي، ساختمانهاي بلند وشيك و تميز را به سمت شمال غرب و درياي مديترانه (بحرالمتوسط) طي كرديم و در رستوران ساحلي ناهار خورده، در آب مديترانه وضو ساخته و در ساحل نماز خوانديم. از ساحل با دو سري تله‏كابين از بين ساختمانها به بالاي كوه رسيديم و دريا، جنگل و كوه زيبا را تماشا كرديم و به ياد تله كابين نمك آبرودِ خودمان افتادم. در بالای کوه مشاهده مجسمه مريم مقدس مزار سيده لبنان مواعيد المقدسات، مراسم دعا در كليسا (كه از بالا مثل درخت سدر نشانه لبنان بود) از برنامه‏های ما بود. با اتوبوس به پايين برگشتيم. در مسير جنوب بيروت در ساحل افراد باحجاب و بي حجاب در كنار هم در حال قدم زدن بودند. نيم ساعت پس از اذان مغرب براي خريد يك‏ساعته پياده شديم چون بين نماز مغرب و عشای اهل تسنن بود، لذا مساجد بسته و به‏ناچار در گاراژي نماز خوانديم. نقاط ديدني ديگر كه از دور ديديم: فانوس دريايي، صخره مرگ (خودكشي يك خواننده محبوب لبناني و بعداً بعضي از طرفدارانش) كه راه آن (پل) بسته بود. چند ساختمان تير خورده بازسازي نشده را به صورت نمادين باقي گذاشته‏بودند. ساختمان ترور رفيق هريري را هم ديديم. به هر حال در بازگشت، نصف شب به مرز و پس از سه ساعت معطلي و يك ساعت طي مسير به هتل رسيديم و بلافاصله به زيارت زينب (س) و ادای نماز صبح پرداختيم.

گزارش کامل سفر سوريه را در ادامه ببينيد.      با احترام - احمد غريب زاد

ادامه نوشته