هوشمندی
باسمه تعالي
هوشمندی
مكوشيد آنچه را بيرون از طبيعتِ انسان ماندهاست بهدرون ببريد،تلاش نماييدآنچه را در درون انسان است بيرون بياوريد.
توانمنديها و شايستگيهاي موردنياز هر کاری را ميتوان به سه دسته تقسيم كرد: 1- دانش2- مهارت3- هوشمندي(يا استعداد، قريحه، بينش،... = talent).
هوشمنديها، ذاتی هستند و آنها را نميتوان آموزش داد. صافي مغز هر فرد بيهمتاست. پس از دوران نوجواني، تغييرشكل در بزرگراههاي ارتباطي مغز بسيار دشوار است. به كاركنان نميتوانيد بياموزيد كه درد ديگران را حس كنند يا انگيزه براي خدمت و ياري ديگران داشتهباشند، يا صاحب ديدگاههاي ارزشمند شوند، از درگيري و چالش لذت ببرند، يا با زيركي با هركس آنگونه كه ضروري است رفتار نمايند. همچنين داشتن خلاقيت، نظم و انضباط، ديد راهبردي، مسؤليتپذيري، اخلاق، حس رقابتجويانه، خودخواهانه، خوشبين يا بدبينبودن، ايجاد رابطه با ديگران، اظهارنظر نمودن يا خجالتيبودن، و ... از اين دست هستند.
نهتنها براي اجراي هر نقش برجسته، بلكه براي انجام كارهاي ساده نيز هوشمنديِ متناسب با آن لازم است. پرستاري، به هوشمنديِ همدردي نياز دارد، عشقِ دروني به دقّت و رُكگويي از هوشمنديهاي حسابداران بزرگ است. احتمالا فرد بدبين در نقش هاي قضايي، پليسي و بازرسي بِدَرَخشد. يك فرد سركش و استقلال خواه مي تواند كارآفرين خوبي باشد.
پيداكردن هوشمنديِ انسان مشكل است. معمولا افراد هوشمندي خود را نمي دانند. بهترين مديران، آنهايي هستند كه هوشمنديهاي نهفته كاركنان را شناسايي و كشف كنند، سپس آنان را در نقشي قرار دهند كه اين هوشمندي به درستي و مؤثرتر بروز كند. خدمت دوم مديران به كاركنان، آموزش مهارتها و دانش تازه است.
از آنچه گفتهشد ميتوان تعادل را در آموزش ديد!
راستي بهتر نيست اول هوشمنديهاي خود را كشف كنيم؟
اين مطالب برداشتی است از كتاب"رهيدن از قانونهاي كهنه" که حاصل پژوهشي گسترده از يك ميليون كارمند و هشتاد هزار مدير ميباشدكه مؤسسه گالوپ در مدت چند سال انجام دادهاست،كتابي ارزشمند در زمينه مديريت منابع انساني.{باكينگهام،ماركوس و كافمن،كورت. "گام نخست، رهيدن از قانونهاي كهنه، راه برترين مديران جهان". ترجمه عبدالرضا رضايينژاد.1384 .تهران: نشر فرا}
این وبلاگ جهت ارائه مطالبی در مورد تعادل، كوهنوردي، طبيعتگردي و مسايل اجتماعی طراحی شده است . منتظر نظرات شما هستم . با شد تا با فکر جمعی در مسیر تعادل گام برداریم .