خاطرهاي از بوسني هرزگوين
خردادماه 1369 بود كه از شهرهاي مختلف يوگسلاوي سابق عبور ميكرديم. چندين روز بود كه در شهر كوچكي در جنوب شرقي آن كشور بهنام نيكشيچ (niksic) از استان مونتهنگرو -كه بويي از مسلماني در آن نبود- ماندهبوديم. بهخاطر مشكلات فراوان از جمله نبودن غذاي حلالِ مناسب،در عذاب بوديم. پس از يك روز سفر با اتومبيل،حوالي ظهر به شهر سارايوو (sarayevo) مركز جمهوري مسلماننشين بوسني و هرزگوين رسيديم كه هنوز مستقل نشدهبود. به بازار قديمي شهر وارد شديم كه داراي چندين مسجد بود. پس از صرف غذاي اسلامي در رستوران كوچكي،جهت اداي نماز به مسجد جامع شهر رفتيم. نماز جماعت تمام شده بود و مردم كه قريب به اكثر آنها پيرمرد بودند از مسجد بيرون ميآمدند. با ورود ما چهار جوان به حياط مسجد،دو نفر از پير مرد ها جلو آمدند. ما فارسي و انگليسي بلد بوديم و آنها زبان خودشان (يوگسلاويايي cerbocriation و يا زبان محلي)، تنها زبان مشترك ما ادا و اشاره و چند كلمه عربي ساده بهكار رفته در نماز و قرآن بود. پس از سلام و عليككردن، با زبان بيزباني از ما پرسيدند كه از كدام كشور آمدهايم. گفتيم: جمهوري اسلامي ايران. نشناختند. تكرار كرديم:(ايران). باز متوجه نشدند. گفتيم از كشور امام خميني (ره). با كلمه "خميني"، ايران را شناختند و سر تكان دادند و كلمات (ايران) و (خميني)را تكرار كردند. شكراً و مرحباً ميگفتند. تعظيم و تكريم مي كردند و با اشاره و صحبت به زبان خودشان مي گفتند كه احسنت بر امام خميني(ره) كه چنين جواناني تربيت كرده كه در كشور ديگر هم مي خواهند نمازشان را اول وقت و در مسجد بخوانند. در طي اين برخورد، فرمايش رهبر معظم انقلاب اسلامي به يادم آمد كه "انقلاب اسلامي ايران بي نام خميني(ره) در هيچ جاي دنيا شناختهشده نيست". و با خود گفتم و ميگويم كه در بعضي از نقاط دنيا،حتي كشور ايران هم بي نام امام خميني(ره)شناخته شده نيست.
از: احمد غريبزاد
درجشده در روزنامه كيهان شماره 14625 شنبه 23 آبان 1371 صفحه 6
این وبلاگ جهت ارائه مطالبی در مورد تعادل، كوهنوردي، طبيعتگردي و مسايل اجتماعی طراحی شده است . منتظر نظرات شما هستم . با شد تا با فکر جمعی در مسیر تعادل گام برداریم .