کلون بستک برای دماوند
بهنام خالق زيباييها
کلون بستک برای دماوند
از قافله سبلان مقدس جا ماندم! صعود به دماوندِ جاودان، آمادگی میخواهد که از ملزومات طلبيدنِ دماوند است!
در فرصت کوتاهِ کمتر از يک روز، بهترين گزينه به عنوان پيش برنامه دماوند، صعود به قله کلون بستک برای هم هوايی و تمرين است. با حدود يک ساعت از تهران ( از فشم و ميگون) و يک و نيم ساعت از کرج (از جاده چالوس) می توان خود را به بالای گردنه ديزين رساند و با کمتر از سه ساعت کوهنوردی در ارتفاع 4200 متری ايستاد. اين نتيجه تجربه چند سال قبلم و گزارش کوهنوردی ديگران بود.
جمعه 8 مرداد 1389 ساعت 5:15 از کرج با ماشين شخصی و به تنهايی راه افتادم، زيرا آقای محمدرضا مهرابی شب قبل با عذر موجه از آمدن انصراف داده بود. پس از عبور از جاده پر پيچ و خم و سربالايی، بلافاصله پس از گردنه ديزين و سمت چپ آن در جاده خاکی و صاف حدود دو کيلومتری حرکت کرده و ساعت 7 در پارکينگ مخابرات در ارتفاع 3400 متری بودم. دو اتومبيل کوهنوردان پارک بود و اتومبيل چهارم هم آمد.
ساعت 7:15 کوهنوردیام آغاز شد، حرکت از مسير پاکوب مشخص در هوايی عالی و به سمت تقريباً شمال شرقی. پس از حدود نيم ساعت و در کوران پارس کردن و حمله احتمالی سگهای نگهبان گله گوسفند، با هميار کوهنوردی همراه شدم که تا آخر با هم بوديم؛ آقای اميرحسين موسوی. ايشان هم برای صعود هفته بعد دماوند آماده میشدند، نيت ها يکسان!. راستی چرا کوهنوردان به سرعت با هم دوستِ بی ريا می شوند؟ در مسير، سه چهار نفری در حال فرود بودند. گفتگوی دو نفره باعث شد بدون احساس گذشتِ زمان، به قله برسيم؛ زودتر از انتظار و ساعت 9:25 ، يعنی با 2 ساعت و 10 دقيقه کوهنوردی. خدا را شکر کرديم، به خاطر همه چيز، به خاطر سلامتی و لذتبردن از کوهنوردی و طبيعت و ... . با توجه به جلو بودن از برنامه، برای همهوايیِِ بيشتر، کمی در خطالرأس حرکت کرديم و قله های اطراف را برشمرديم و به نظاره نشستيم. با دو نفر کوهنورد و شکارچی قديمی آشنا شديم؛ آقای دکتر شيبانی رييس بيمارستان مهر تهران و مسؤل مجله شکار و طبيعت و همکار ايشان آقای مهندس عميدی. گفتگوی خوبی بود در بالای قله. با تلفن همراه و دوربينِ عکاسی چند عکس چهار نفره گرفتيم. اولين بار بود که با فراغ بال در قله و اطراف آن گشت می زدم و عجلهای نداشتم، همهوايی در ارتفاع 4200 متری و سپری کردن يک ساعت و ده دقيقه در آنجا.
ساعت 10:35 و در هوايی مطبوع فرود را در پيش گرفتيم. در مسير فرود، با چند گروه چند نفرهی در حالِ صعود خوش و بشی نموديم. گاهگاهی به پيست اسکی ديزين هم نگاهی می انداختيم. گله گوسفندها نيز به دره مجاور رفته بودند و از خطر حمله احتمالی سگهای نگهبان گله در امان بوديم!
سرانجام ساعت 11:45 به پارکينگ رسيديم و با هم خداحافظی کرديم. از ديزين و ولايترود به جاده چالوس و در ترافيک نه چندان روان حرکت کردم و ساعت 14 به کرج رسيدم و پايان يک برنامه کوهنوردی.
احمد غريبزاد-گروه کوهنوردی پژوهشکده مهندسی جهاد کشاورزی-تهران
این وبلاگ جهت ارائه مطالبی در مورد تعادل، كوهنوردي، طبيعتگردي و مسايل اجتماعی طراحی شده است . منتظر نظرات شما هستم . با شد تا با فکر جمعی در مسیر تعادل گام برداریم .