تبليغاتX
 تعادل
 

جنگل پیمایی گلستان3


 

نوشته شده توسط احمد غريب زاد در یکشنبه 7 تیر1388 ساعت 12:41 موضوع ورزشی | لینک ثابت


جنگل پيمايي گلستان

آلبوم عکس


 

نوشته شده توسط احمد غريب زاد در چهارشنبه 3 تیر1388 ساعت 17:10 موضوع ورزشی | لینک ثابت


کارآموزی برف و يخ ارديبهشت 88


 

نوشته شده توسط احمد غريب زاد در چهارشنبه 3 تیر1388 ساعت 16:53 موضوع ورزشی | لینک ثابت


ولادت امام محمد باقر (ع ) مبارک


 

نوشته شده توسط احمد غريب زاد در چهارشنبه 3 تیر1388 ساعت 16:48 موضوع عمومی | لینک ثابت


خاطره‏اي از بوسني هرزگوين

خرداد‏ماه 1369 بود كه از شهرهاي مختلف يوگسلاوي سابق عبور مي‏كرديم. چندين روز بود كه در شهر كوچكي در جنوب شرقي آن كشور به‏نام نيكشيچ (niksic) از استان مونته‏نگرو -كه بويي از مسلماني در آن نبود- مانده‏بوديم. به‏خاطر مشكلات فراوان از جمله نبودن غذاي حلالِ مناسب،در عذاب بوديم. پس از يك روز سفر با اتومبيل،حوالي ظهر به شهر سارايوو (sarayevo) مركز جمهوري مسلمان‏نشين بوسني و هرزگوين رسيديم كه هنوز مستقل نشده‏بود. به بازار قديمي شهر وارد شديم كه داراي چندين مسجد بود. پس از صرف غذاي اسلامي در رستوران كوچكي،جهت اداي نماز به مسجد جامع شهر رفتيم. نماز جماعت تمام شده بود و مردم كه قريب به اكثر آنها پيرمرد بودند از مسجد بيرون مي‏آمدند. با ورود ما چهار جوان به حياط مسجد،دو نفر از پير مرد ها جلو آمدند. ما فارسي و انگليسي بلد بوديم و آنها زبان خودشان (يوگسلاويايي cerbocriation  و يا زبان محلي)، تنها زبان مشترك ما ادا و اشاره و چند كلمه عربي ساده به‏كار رفته در نماز و قرآن بود. پس از سلام و عليك‏كردن، با زبان بي‏زباني از ما پرسيدند كه از كدام كشور آمده‏ايم. گفتيم: جمهوري اسلامي ايران. نشناختند. تكرار كرديم:(ايران). باز متوجه نشدند. گفتيم از كشور امام خميني (ره). با كلمه "خميني"، ايران را شناختند و سر تكان دادند و كلمات (ايران) و (خميني)را تكرار كردند. شكراً و مرحباً مي‏گفتند. تعظيم و تكريم مي كردند و با اشاره و صحبت به زبان خودشان مي گفتند كه احسنت بر امام خميني(ره) كه چنين جواناني تربيت كرده كه در كشور ديگر هم مي خواهند نمازشان را اول وقت و در مسجد بخوانند. در طي اين برخورد، فرمايش رهبر معظم انقلاب اسلامي به يادم آمد كه "انقلاب اسلامي ايران بي نام خميني(ره) در هيچ جاي دنيا شناخته‏شده نيست". و با خود گفتم و مي‏گويم كه در بعضي از نقاط دنيا،حتي كشور ايران هم بي نام امام خميني(ره)شناخته شده نيست.

از: احمد غريب‏زاد

درج‏شده در روزنامه كيهان شماره 14625 شنبه 23 آبان 1371 صفحه 6


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط احمد غريب زاد در پنجشنبه 21 آذر1387 ساعت 9:15 موضوع اجتماعی | لینک ثابت


آموزش سنتي و نوين

باسمه تعالي

آموزش سُنّتی و  نوين

آيا تاكنون به نظام آموزش انديشيده‏ايد؟ حتماً اشكال‏هايي در آن ديده و احتمالاً راه‏حل‏هايي تصوّر نموده‏ايد. اخيراً در همايش ملّي مديران آموزش، تعدادی از دست‏اندرکاران آموزشِ صنعت و اساتيد دانشگاه‏ها، آموزش كاركنان مؤسسات را بررسي نمودند که بسيار جالب بود.

نتايج تحقيقات و نظرات متخصصين داخلي و خارجي بر تغيير ديدگاه از آموزش سُنّتی به آموزش نوين تاكيد دارد که به‏طور خلاصه و انشاءالله مفيد، عنوان تعدادی از آن‏ها در جدول زير آورده شده‏است.

جدول مقايسه آموزش سُنّتی(جاری!) و آموزش نوين(آينده)

آموزش سُنّتی(جاری!)

آموزش نوين(آينده)

آموزش در کلاس درس و با امکانات سُنّتی

در همه‏جا و به کمک فنّاوری IT وe-learning

ياد دادن اطّلاعات و ردِّ امانت توسط معلّم

يادگيریِ خلّاقِ فراگير با راهنماييِ مربّیِ در دسترس

ياددادن و برگزاری دوره آموزشی

ياددادنِ چگونگی يادگيریLearning to learn

آموزش مستقل و جزيره‏ای

در راستای استراتژی سازمان

آموزش‏محوری(مدت زمان آموزش)

 و موفّقّيت در آزمون

عملکردمحوری و موفقيت در بهره‏وری،

 سودآوری و تأمين رضايت مشتری

آموزش مستقل و جزيره‏ای

در راستای استراتژی سازمان

هزينه كردن براي آموزش کارکنان

 سرمايه‏گذاري براي آموزش و توسعه منابع انسانی

يک نوع آموزش و يکسان‏سازی کارکنان

متنوع و متناسب با نياز سازمان و ويژگی فراگيران

برنامه‏ريزی‏ و بازنگری ساليانه

برنامه‏ريزی‏ و بازنگری به‏روز

رفع نياز شغل فعلی

کشف و رفع نياز آينده

 

 


 

نوشته شده توسط احمد غريب زاد در یکشنبه 2 تیر1387 ساعت 16:5 موضوع | لینک ثابت


سفر سوريه(3)

سفر سوريه(3)

صبح شنبه سوم فروردين 1387 به مسجد جامع اموی در مرکز شهر دمشق رفتيم که در جنوب شرقی مرقد حضرت رقيه(س) واقع است. جامع اموي جلوه اي شگفت‏انگيز از تمدن و هنر معماري اسلامي است.  . . .

 براي ورود به شبستان کفشها را درمي آوريم . مي گويند حضرت مسيح(ع) در اين شبستان نزول خواهدکرد. تعداد زيادي از بازديدکننده ها غيرمسلمان بودند که به خانمها لباس مخصوص يکسره داده بودند. در جنوب شبستان(طرف قبله) محرابهاي چهارگانه و منبر، قبر و مقام حضرت هود(ع)، مقام حضرت خضر(ع)، و در وسط شبستان مقام و محل دفن سر يحيي(ع)، همچنين بقاياي استوانه و چاه محل غسل تعميد قرار دارد. در داخل شبستان توضيحات راهنما و روحاني کاروان و ذکر مصيبتي داشتيم.

روز ديگري براي زيارت مرقد حضرت رقيه(س) رفتيم و قبل از آن براي خريد در بازار توما پياده شديم. ميدان باب توما در شرق دمشق يکي از دروازه هاي قديم دمشق بود که آثار آن از سنگ و فلز هنوز در وسط ميدان پابرجاست. به جاي خريد، به گشت زدن در اين منطقه مسيحي نشينِ پر از کليسا پرداختم. داخل کنيسه القديس کيرلس، خدّام! با پيراهن زرشکي و شلوار سرمه‏اي آماده پذيرايي بودند. ازکتاب دعاي جلوي درب برداشتم و دقايقي در سکوت داخل کنيسه توقف نمودم. در ادامه، . . .

در فرصت بدست آمده از جلوي درب غربي مسجد جامع اموي وارد بازار حميديه شدم. آنگاه از بيرون و شمال بازار و به موازات آن به سمت قلعه دمشق رفتم.   . . .

اين قلعه اکنون در کنار بازار و ميدان حميديه قرار دارد که هنوز برج هاي آن در چهار سمت به‏جاي مانده‏است. حداقل به يك بار ديدنش مي ارزد!

گزارش كامل تر را در ادامه ببينيد.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط احمد غريب زاد در دوشنبه 27 خرداد1387 ساعت 10:20 موضوع عمومی | لینک ثابت


سفر سوريه(2)

سفر سوريه(2)

چهارشنبه 29/12/1386 ، ساعت 10:30 به وقت تهران و 9 صبح به وقت سوريه به شهر حلب، دومين شهر بزرگ سوريه رسيديم. زيارت رأس‏الحسين(ع)(مسجدالنقطه) و مرقد محسن بن‏الحسين و صرف صبحانه در محل استراحت مجاور آن بيش از2 ساعت طول كشيد. از بالاي بلندي در مجاورت آن و در دوردست آنچه ديده مي‏شد احتمالاً قلعه معروف حلب بود.

از حلب به سمت دمشق در بزرگراه روانه شديم. در مسير، علاوه بر درختان زيتون، باغ هاي پسته زيادي ديده مي‏شدند. از شهرهاي حماه و حمس گذشتيم. 23 كيلومترمانده به دمشق و در مسير شرق (راه تَدمُر و بغداد) با فاصله حدود 3 كيلومتر، در منطقه مَرجِ عَذرا به زيارت مزار حُجر بن عدي رفتيم و در مجاورت آن ناهارِ ديروقت صرف‏نموديم. بعداز ساعت 6 عصر به وقت دمشق در محل زينبيه (حدود 10 كيلومتري جنوب شرقی دمشق) در هتلي اقامت نموديم.

بالاخره پس از مسافرت 5/2 روزه موفق شديم مرقد مطهر حضرت زينب سلام‏الله عليها راكه در مجاورت هتل بود زيارت نماييم. با مشاهده مرقد، خصوصاً در اولين زيارت، با يادآوري مصيبت هاي زينب (س) در حماسه عاشورا، كسي نمي‏تواند از سرازير شدن اشك خود جلوگيري نمايد. چون درب‏هاي حرم را از 5/8 شب تا اذان صبح می‏بندند، لذا مجبور شديم حرم را زود ترك‏كنيم.

معمولاً كاروان‏هاي زميني در زينبيه ساكن مي شوند و به كرّات مي توان به زيارت حضرت زينب (س) رفت و در مصلّاي مجاور آن نماز جماعت خواند. در هنگام تحويل سال 1387 (7:48 صبح پنجشنبه 1/1/1387 به‏وقت دمشق و 9:18 به‏وقت تهران) در جشني در مصلّاي زينبيه كه توسط ايرانيان برگزار مي‏شد شركت نموديم كه همزمان با هفته وحدت بود. در شمال‏شرق و خارج از بارگاه حضرت زينب(س) و در قبرستان كوچكي مي توان بر قبر مرحوم دكتر شريعتي فاتحه‏اي فرستاد.

عصر پنجشنبه در برنامه دوره‏اي به زيارت هابيل (ع) (قبر هفت متري) در 45 كيلومتري غرب دمشق و در بالای کوهی در قريه زَبَداني و در راه بيروت رفتيم. جای باصفايی بود و بازار نيز در كنار آن تشكيل شده است. در برگشتن، راننده اتوبوس بامرامِ سوری به صورت افتخاري ما را به مقام سيده سكينه در غرب دمشق و منطقه داريا(دارايا) برد كه ساختمان آن در حال تكميل است. در كتابچه هايي ثابت كرده بودند كه ايشان نه تنها دختر حضرت علي(ع) است، بلكه از فاطمه زهرا(س) می‏باشد، يعنی حضرت زهرا(س) دختری به نام سکينه داشته‏است. در برگشت به دعاي كميل زينبيه نرسيديم لذا دعا را در يكي از اتاقهاي هتل برگزار نموديم. نماز صبح جمعه و دعاي ندبه را در حرم حضرت رقيه(س) (درداخل شهر دمشق) برگزار و زيارت نموديم كه خيلي شلوغ بود. نماز جمعه را نيز در مصلّاي حضرت زينب(س) با خطبه‏هاي فارسي و عربي برگزار‏كرديم.

سه وعده غذا را هميشه در هتل صرف مي نموديم. عصر جمعه به قبرستان باب الصغير(جنوب دمشق) رفتيم. بعضي از قبرها متعلّق بودند به: سكينه بنت الحسين (س)، ام‏كلثوم بنت علي (ع)، فاطمه صغري، فضّه، بلال حبشي، اسماء، ميمونه، حميده، عبدالله بن زين‏العابدين، امّ سلمه وامّ حبيبه. غروبِ جمعه را با ادای نماز مغرب و عشا در کنار مرقد عبدالله بن زين‏العابدين به‏پايان برديم.

در ادامه، در مورد مسجد جامع اموي، مناطق مسيحي نشين دمشق و سفر به لبنان خواهم نوشت.

 


 

نوشته شده توسط احمد غريب زاد در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387 ساعت 8:7 موضوع | لینک ثابت


سفر سوريه(1)

سفر سوريه (1)

شرايط سفر زيارتی به سوريه برای ساعت 10 صبح دوشنبه 27 اسفند 1386 شمسی، برابر با 9 ربيع‏الاول 1429 قمری فراهم شد. در سفر زمينی به سوريه، با عبور از نيمی از خاک ترکيه شايد برای اولين‏بار بتوان خستگی اتوبوس را تحمل کرد تا علاوه بر زيارت، سياحتی مختصر و ارزان! هم کرده‏باشيد، خصوصا اگر در ادامه بخواهيد به لبنان مسافرت کنيد.

مدت سفرکاروان زيارتی از کرج تا دمشق از مسير ترکيه، 57 ساعت طول کشيد! توقف در امامزاده حسين قزوين و مسجد ولی‏عصر(عج) صوفيان در دستور کار اکثر کاروان‏ها قرار دارد. پس‏از شهر ماکو، 4 صبح روز بعد وارد مرز بازرگان شديم. احتمالاً شلوغی ايّام نوروز علت اصلی معطّلی غيرعادی 8 ساعته! در مرز بود.

 با ورود به ترکيه، و پس‏از ديدن قُلّه آرارات، در اولين شهر آن، دغوبايزيد برای ناهار توقف داشتيم. با گذشتن از شهرهای آغری، توتاق، پاتنوس، در شمالغرب درياچه وان و قبل از اخلات(در طرف مقابل شهر وان) حين استراحت مختصر، عده‏ای مراسم چهارشنبه‏سوری به‏پا کردند! هوا سردتر از کرج بود و تا اينجا چيزی پيشرفته‏تر از ايران ديده نشده‏است. پس از گذشتن از شهر بِتليس، شامِ ديروقت خورديم.

در خواب و بيداری از سيلوان، دياربکر و اورفه گذشته و در در غازی‏عينتاب‏يا غازی‏انتپ (GAZIANTEP گاراژ معروف گازوئيل ‏فروشی! و محل خريد در ترکيه) نماز صبح خوانديم. اينجا پيشرفته‏تر از شرق ترکيه است.  با مشاهده باغ‏های زيتون و پسته و گذر از کيليس، کمتر از يک‏ساعت به مرز ترکيه و سوريه رسيديم. با 2 ساعت معطّلی و حدود 5/9 صبح چهارشنبه 29/12/1386 در خاک جمهوری عربی سوريه که پر از عکس‏های  بشّار اسد است، به‏سمت اعزاز و حلب ‏حرکت کرديم.

ادامه دارد...

 


 

نوشته شده توسط احمد غريب زاد در پنجشنبه 15 فروردین1387 ساعت 8:41 موضوع | لینک ثابت


سفر حج

بسمه تعالي

سفر حج

وَاَتِمُّوالحَجَّ وَالعُمرَةَ‏ لِلّه

اگر روزي پيروان اسلام تنها پيامبر اعظم(ص) و همسر ايشان و پسرعمويشان حضرت علي(ع) بودند، اكنون، اسلام صدها ميليون پيرو از قبايل و اقوام مختلف دارد که در مراسم حج نمايندگان آن‏ها را مي‏بينی. ...  سوداني ها با هيكل‏هاي درشت و سياه و صورت‏هاي چاق و گرد و عمامه‏هاي بزرگ و پيچ‏در‏پيچ، نيجري‏هاي جوان با صورت‏هاي مشكي و چشمان سفيد و كلاه رنگارنگ و لباسهاي دراز فيروزه‏اي، مالزي‏ها و اندونزي‏ها با كلاه‏هاي سياه و چشم‏هاي بادامي و هيكل‏هاي ريزه‏ميزه...

31 فروردين 1374 با هواپيما عازم جدّه شده و از آنجا با اتوبوس به مدينه‏النبي رفتيم. زيارت قبر نبي اكرم(ص) براي حُجّاج، مستحب مؤكّد، وترك آن جفا در حق ايشان است. مسجدالنبي با گنبد سبز، ميعادگاه عاشقان و متوسلين به آخرين فرستاده خداست. مسلمانانِ زائري كه بايد به پيشواي خود حساب پس‏دهند، اين‏كه آيا امانت‏داري كرده و به دو گوهر گرانبهاي قرآن و عترت چنگ زده و اطاعت كرده‏اند؟ قبرستان مظلوم بقيع در جنوب شرقي مسجدالنبي قراردارد. ساعاتي كه درب آن گشوده مي‏شود، زائران با دلهاي سوخته و شتابان خود را به حضور ائمه بقيع عليهم‏السلام رسانده، زيارت‏نامه را با باران اشك مي‏شويند و مزار گمشده زهرا(س) را مي‏جويند.

  ...

روز عرفه معرفت فرا مي رسد و همه مُحرِِم شده و به سوي صحراي عرفات روانند....

صبح روز دهم ذي الحجه، عيد قربان، عيد تكامل روحيِ انسان فرا‏رسيد. پس از طلوع آفتاب همه به سوي صحراي مِنا(منی) به‏راه مي‏افتند. اولين عمل، زدنِ هفت سنگ به شيطان بزرگ( رمي جمره عقبه ) است. بايد شيطان درون و بيرون را از خود راند . آن‏گاه از مال خود گذشت و گوسفندي قرباني نمود. سرانجام از آخرين آثار فخرفروشي يعني زلف خود نيز گذشت و سر را نيز تراشيد( حلق ).  ...

اكنون وظيفه حاجي سنگين‏تر شده و پس از بازگشت، رسالت انبياگونه او شروع مي شود .خداوندا ما را در شناخت معارف اسلامي و انجام وظايفمان در راه قرب به خود موفق بدار.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط احمد غريب زاد در یکشنبه 19 اسفند1386 ساعت 9:16 موضوع | لینک ثابت


هوشمندی

باسمه تعالي

هوشمندی

مكوشيد آنچه را بيرون از طبيعتِ انسان مانده‏است به‏درون ببريد،تلاش نماييدآنچه را در درون انسان است بيرون بياوريد.

توانمندي‏ها و شايستگي‏هاي موردنياز هر کاری را مي‏توان به سه دسته تقسيم كرد: 1- دانش2- مهارت3- هوشمندي(يا استعداد، قريحه، بينش،... = talent).

هوشمندي‏ها، ذاتی هستند و آن‏ها را نمي‏توان آموزش داد. صافي مغز هر فرد بي‏همتاست. پس از دوران نوجواني، تغييرشكل در بزرگراه‏هاي ارتباطي مغز بسيار دشوار است. به كاركنان نمي‏توانيد بياموزيد كه درد ديگران را حس كنند يا انگيزه براي خدمت و ياري ديگران داشته‏باشند، يا صاحب ديدگاه‏هاي ارزشمند شوند، از درگيري و چالش لذت ببرند، يا با زيركي با هركس آن‏گونه كه ضروري است رفتار نمايند. همچنين داشتن خلاقيت، نظم و انضباط، ديد راهبردي، مسؤليت‏پذيري، اخلاق، حس رقابت‏جويانه، خودخواهانه، خوشبين يا بدبين‏بودن، ايجاد رابطه با ديگران، اظهارنظر نمودن يا خجالتي‏بودن، و ... از اين دست هستند.

نه‏تنها براي اجراي هر نقش برجسته، بلكه براي انجام كارهاي ساده نيز هوشمنديِ متناسب با آن لازم است. پرستاري، به هوشمنديِ همدردي نياز دارد، عشقِ دروني به دقّت و رُك‏گويي از هوشمندي‏هاي حسابداران بزرگ است. احتمالا فرد بدبين در نقش هاي قضايي، پليسي و بازرسي بِدَرَخشد. يك فرد سركش و استقلال خواه مي تواند كارآفرين خوبي باشد.

پيداكردن هوشمنديِ انسان مشكل است. معمولا افراد هوشمندي خود را نمي دانند. بهترين مديران، آن‏هايي هستند كه هوشمندي‏هاي نهفته كاركنان را شناسايي و كشف كنند، سپس آنان را در نقشي قرار دهند كه اين هوشمندي به درستي و مؤثرتر بروز كند.  خدمت دوم مديران به كاركنان، آموزش مهارت‏ها و دانش تازه است.

از آنچه گفته‏شد مي‏توان تعادل را در آموزش ديد!

راستي بهتر نيست اول هوشمندي‏هاي خود را كشف كنيم؟

اين مطالب برداشتی است از كتاب"رهيدن از قانون‏هاي كهنه" که حاصل پژوهشي گسترده از يك ميليون كارمند و هشتاد هزار مدير مي‏باشدكه مؤسسه گالوپ در مدت چند سال انجام داده‏است،كتابي ارزشمند در زمينه مديريت منابع انساني.{باكينگهام،ماركوس و كافمن،كورت. "گام نخست، رهيدن از قانون‏هاي كهنه، راه برترين مديران جهان". ترجمه عبدالرضا رضايي‏نژاد.1384 .تهران: نشر فرا}

 


 

نوشته شده توسط احمد غريب زاد در دوشنبه 19 آذر1386 ساعت 8:10 موضوع اجتماعی | لینک ثابت


تعادل (2)

باسمه تعالی

تعادل (2)

 

زمان در حال گذر، و همه چيز در حال تغيير است.تغييرات تكنولوژي، ابزار و روابط اجتماعي توسط انسانِ متفكّر، مبتكر و مختار جهت رفع نيازها صورت مي گيرد. راستي وظيفه ما در مقابل اين تغييرات چيست؟  تغييراتي را كه به صلاح بشريّت است بايد پذيرفت و استفاده کرد.  البته هميشه حقايق و قوانين ثابتي نيز وجود دارند.  به هرحال اين مسايل را مي توان به كمك عقل سليم (پيامبرِ درون) فهميد.  عقلي كه آزاد بوده و هوا و هوس آن‏را نپوشانده باشد.  عقلي كه پيرويِ كوركورانه از گذشتگان و بزرگان زمان و مردم را ننمايد .  اين همان عقلي است كه در اسلام و قرآن مورد تأييد و تأكيد قرارگرفته است به‏طوري كه انسانِ بدون تعقّل و انديشه را بدتر از حيوان مي داند.

براي تشخيص راه اعتدال بايد راههاي  افراط و تفريط را بشناسيم. در تاريخ اسلام افراط و تفريط زيادي وجود داشته‏است .  عدّه اي به ظاهر آيات و احاديث اكتفا كرده و عقل را كنار نهاده‏اند(اشاعره-تفريط)، و عدّه اي ديگر افراط نموده و غير از عقل، قياس را هم پذيرفته‏اند(معتزله- افراط) .  شيعه راه اعتدال را پيموده و منابعِ اجتهادِ پويا را قرآن،سنت، اجماع و عقل دانسته است.

اسلام، راه است، نه منزل و توقّفگاه؛ راهِ اعتدال و ميانه است.  قرآن كريم به‏عنوان سند جاويد و دست‏نخورده اسلام،امّت اسلام را امّت وسط و ميانه ناميده است(بقره 143).  امّت اسلام در همه امور بايد امّت ميانه باشند، نه چون يهود، فقط اهل دنيا باشند، و نه مثل نصارا فقط اهل آخرت.  در قرآن حتّي كلمات نيز در تعادل اند بطوريكه هر يك از كلمات دنيا و آخرت بطور مساوي 115 بار در آن آمده است.

اخلاق اسلامي نيز بر مبناي اعتدال است.  فضايل اخلاقي حدّ وسط، و رذايل اخلاقي افراط و تفريط هستند.  در قوّه غضبيّه، شجاعت، فضيلتي در حد وسط است و تهوّر (بي باكي) در طرف افراط و جُبن (ترسويي) در طرف تفريط.  در قوّه شهويّه، عفّت، حدّ وسط ،شَرَه (آزمندي و هرزگي) افراط و خمود (افسردگي و بي حسي) تفريط است.  علم و حكمت در قوّه عاقله فضيلت و حدّ وسط‏اند كه در دو طرف آن رذايل اين قوّه يعني سفسطه (دانشِ همراه با تزوير- افراط) و كودني(بلاهت- تفريط) قرار دارند.

كمال براي هر انساني عبارت است از عدل و رعايت حدّ وسط در جميع صفات و افعال باطني و ظاهري، چه مربوط به خود شخص يا ميان او و همنوعان باشد. رستگاري و سعادت جز با پايداري و استقامت بر حدّ وسط حاصل نمي شود.  پس بايد بين علم و عمل در حدّ وسط بود، و در عمل نيز ميان حفظ ظاهر و باطن متوّسط‏الحال بود.

همه موارد مذكور را با عقل سليم مي توان تشخيص داد. شرع و عقل از هم جدا نيستند چنانكه معصوم (ع) فرموده است: كُلُّ ما حَكَمَ بِهِ‏الْعَقْلُ حَكَمَ بِهِ الْشَرعُ وَ كُلُّ ما حَكَمَ بِهِ‏الْشَرعُ حَكَمَ بِهِ‏الْعَقْلُ ، يعني آنچه را عقل حكم كند، شرع نيز حكم مي كند و برعكس.  در ضمن، مواردي نظير وحي كه فراتر از عقل است (نه ضد عقل) توسط عقل سليم تكذيب نمي شود .

مي‏دانيم كه منابع (و ابزار) شناخت در اسلام عبارتند از طبيعت (حس)، عقل (استدلال) و دل (تزكيه) . اينها مكمّل هم هستند به بياني ديگر و به فرموده علامه حسن زاده آملي ، قرآن و عرفان و برهان از هم جدايي ندارند.

در جامعه ما عدّه‏اي به راه دل و عشق بسنده كرده و عقل را رها نموده‏اند و فكر مي‏كنند كه اسلام دين استدلال و تعقل نيست. و لذا براي مسائل جديدو مقتضيات زمان از استفاده از عقل و استدلال طفره مي‏روند. و برعكس عدّه‏اي، خصوصاً تعدادي از اقشار تحصيلكرده دانشگاهي تنها روي تعقل و استدلال پافشاري مي‏كنند و آن را كافي مي دانند .  البته تحصيلات غربي بر مبناي استدلال و منطق است يعني كار بر روي نيمه چپ مغز. در حالي كه نيمه راست مغز بيشتر مربوط به احساس و كليات و هنر است كه شرقي‏ها از آن براي حل مسايل استفاده مي‏كرده‏اند. امروزه به اين نتيجه رسيده‏اند كه تنها نيمه چپ مغز حلّال مشكلات نيست، بلكه بايد از ابتكار سمت راست مغز نيز استفاده كرد كه بيشتر در زمان استراحت فعّال است .

در اينجا بهتر است عرفان و عشق را به احساس افزود يعني غير از تعقّل ، بايد از احساس، عرفان و عشق براي شناخت و حل مشكلات استفاده كرد و ايمان را تحكيم بخشيد.  چنانكه در قرآن آمده‏است كه با تزكيه مي توان رستگار شد( آيه 8 سوره شمس) و با مجاهده در راه خداوند، راه ها به انسان نشان داده‏مي شود( وَالَّذينَ جاهَدوُا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ). با  تقوا ، روشن بيني حاصل ، و راه، نمايانده مي شود.

انشاءالله خداوند ما را عارف به راه اعتدال يعني اسلام و قرآن و عترت عليهم‏السّلام ، و عامل به آن بگرداند.

اين مطالب را که مي‏توان "اسلام، راهِ اعتدال "نام نهاد، اعتقادات نويسنده است که عمدتاً از نظرات استاد شهيد مرتضي مطهّري در كتابهاي مقتضيات زمان، عدل الهي و مسأله شناخت و كتاب جامع‏السّعادات علّامه مهدي نراقي استخراج شده است .


 

نوشته شده توسط احمد غريب زاد در پنجشنبه 24 آبان1386 ساعت 8:55 موضوع | لینک ثابت


تعادل 1

 

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط احمد غريب زاد در شنبه 19 آبان1386 ساعت 7:30 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting