خردادماه 1369 بود كه از شهرهاي مختلف يوگسلاوي سابق عبور ميكرديم. چندين روز بود كه در شهر كوچكي در جنوب شرقي آن كشور بهنام نيكشيچ (niksic) از استان مونتهنگرو -كه بويي از مسلماني در آن نبود- ماندهبوديم. بهخاطر مشكلات فراوان از جمله نبودن غذاي حلالِ مناسب،در عذاب بوديم. پس از يك روز سفر با اتومبيل،حوالي ظهر به شهر سارايوو (sarayevo) مركز جمهوري مسلماننشين بوسني و هرزگوين رسيديم كه هنوز مستقل نشدهبود. به بازار قديمي شهر وارد شديم كه داراي چندين مسجد بود. پس از صرف غذاي اسلامي در رستوران كوچكي،جهت اداي نماز به مسجد جامع شهر رفتيم. نماز جماعت تمام شده بود و مردم كه قريب به اكثر آنها پيرمرد بودند از مسجد بيرون ميآمدند. با ورود ما چهار جوان به حياط مسجد،دو نفر از پير مرد ها جلو آمدند. ما فارسي و انگليسي بلد بوديم و آنها زبان خودشان (يوگسلاويايي cerbocriation و يا زبان محلي)، تنها زبان مشترك ما ادا و اشاره و چند كلمه عربي ساده بهكار رفته در نماز و قرآن بود. پس از سلام و عليككردن، با زبان بيزباني از ما پرسيدند كه از كدام كشور آمدهايم. گفتيم: جمهوري اسلامي ايران. نشناختند. تكرار كرديم:(ايران). باز متوجه نشدند. گفتيم از كشور امام خميني (ره). با كلمه "خميني"، ايران را شناختند و سر تكان دادند و كلمات (ايران) و (خميني)را تكرار كردند. شكراً و مرحباً ميگفتند. تعظيم و تكريم مي كردند و با اشاره و صحبت به زبان خودشان مي گفتند كه احسنت بر امام خميني(ره) كه چنين جواناني تربيت كرده كه در كشور ديگر هم مي خواهند نمازشان را اول وقت و در مسجد بخوانند. در طي اين برخورد، فرمايش رهبر معظم انقلاب اسلامي به يادم آمد كه "انقلاب اسلامي ايران بي نام خميني(ره) در هيچ جاي دنيا شناختهشده نيست". و با خود گفتم و ميگويم كه در بعضي از نقاط دنيا،حتي كشور ايران هم بي نام امام خميني(ره)شناخته شده نيست.
از: احمد غريبزاد
درجشده در روزنامه كيهان شماره 14625 شنبه 23 آبان 1371 صفحه 6
نوشته شده توسط احمد غريب زاد در پنجشنبه 21 آذر1387 ساعت 9:15 موضوع اجتماعی | لینک ثابت
باسمه تعالي آموزش سُنّتی و نوين آيا تاكنون به نظام آموزش انديشيدهايد؟ حتماً اشكالهايي در آن ديده و احتمالاً راهحلهايي تصوّر نمودهايد. اخيراً در همايش ملّي مديران آموزش، تعدادی از دستاندرکاران آموزشِ صنعت و اساتيد دانشگاهها، آموزش كاركنان مؤسسات را بررسي نمودند که بسيار جالب بود. نتايج تحقيقات و نظرات متخصصين داخلي و خارجي بر تغيير ديدگاه از آموزش سُنّتی به آموزش نوين تاكيد دارد که بهطور خلاصه و انشاءالله مفيد، عنوان تعدادی از آنها در جدول زير آورده شدهاست. جدول مقايسه آموزش سُنّتی(جاری!) و آموزش نوين(آينده) آموزش سُنّتی(جاری!) آموزش نوين(آينده) آموزش در کلاس درس و با امکانات سُنّتی در همهجا و به کمک فنّاوری IT وe-learning ياد دادن اطّلاعات و ردِّ امانت توسط معلّم يادگيریِ خلّاقِ فراگير با راهنماييِ مربّیِ در دسترس ياددادن و برگزاری دوره آموزشی ياددادنِ چگونگی يادگيریLearning to learn آموزش مستقل و جزيرهای در راستای استراتژی سازمان آموزشمحوری(مدت زمان آموزش) و موفّقّيت در آزمون عملکردمحوری و موفقيت در بهرهوری، سودآوری و تأمين رضايت مشتری آموزش مستقل و جزيرهای در راستای استراتژی سازمان هزينه كردن براي آموزش کارکنان سرمايهگذاري براي آموزش و توسعه منابع انسانی يک نوع آموزش و يکسانسازی کارکنان متنوع و متناسب با نياز سازمان و ويژگی فراگيران برنامهريزی و بازنگری ساليانه برنامهريزی و بازنگری بهروز رفع نياز شغل فعلی کشف و رفع نياز آينده
نوشته شده توسط احمد غريب زاد در یکشنبه 2 تیر1387 ساعت 16:5 موضوع | لینک ثابت
سفر سوريه(3)
صبح شنبه سوم فروردين 1387 به مسجد جامع اموی در مرکز شهر دمشق رفتيم که در جنوب شرقی مرقد حضرت رقيه(س) واقع است. جامع اموي جلوه اي شگفتانگيز از تمدن و هنر معماري اسلامي است. . . .
براي ورود به شبستان کفشها را درمي آوريم . مي گويند حضرت مسيح(ع) در اين شبستان نزول خواهدکرد. تعداد زيادي از بازديدکننده ها غيرمسلمان بودند که به خانمها لباس مخصوص يکسره داده بودند. در جنوب شبستان(طرف قبله) محرابهاي چهارگانه و منبر، قبر و مقام حضرت هود(ع)، مقام حضرت خضر(ع)، و در وسط شبستان مقام و محل دفن سر يحيي(ع)، همچنين بقاياي استوانه و چاه محل غسل تعميد قرار دارد. در داخل شبستان توضيحات راهنما و روحاني کاروان و ذکر مصيبتي داشتيم.
روز ديگري براي زيارت مرقد حضرت رقيه(س) رفتيم و قبل از آن براي خريد در بازار توما پياده شديم. ميدان باب توما در شرق دمشق يکي از دروازه هاي قديم دمشق بود که آثار آن از سنگ و فلز هنوز در وسط ميدان پابرجاست. به جاي خريد، به گشت زدن در اين منطقه مسيحي نشينِ پر از کليسا پرداختم. داخل کنيسه القديس کيرلس، خدّام! با پيراهن زرشکي و شلوار سرمهاي آماده پذيرايي بودند. ازکتاب دعاي جلوي درب برداشتم و دقايقي در سکوت داخل کنيسه توقف نمودم. در ادامه، . . .
در فرصت بدست آمده از جلوي درب غربي مسجد جامع اموي وارد بازار حميديه شدم. آنگاه از بيرون و شمال بازار و به موازات آن به سمت قلعه دمشق رفتم. . . .
اين قلعه اکنون در کنار بازار و ميدان حميديه قرار دارد که هنوز برج هاي آن در چهار سمت بهجاي ماندهاست. حداقل به يك بار ديدنش مي ارزد!
گزارش كامل تر را در ادامه ببينيد.
نوشته شده توسط احمد غريب زاد در دوشنبه 27 خرداد1387 ساعت 10:20 موضوع عمومی | لینک ثابت
سفر سوريه(2)
چهارشنبه 29/12/1386 ، ساعت 10:30 به وقت تهران و 9 صبح به وقت سوريه به شهر حلب، دومين شهر بزرگ سوريه رسيديم. زيارت رأسالحسين(ع)(مسجدالنقطه) و مرقد محسن بنالحسين و صرف صبحانه در محل استراحت مجاور آن بيش از2 ساعت طول كشيد. از بالاي بلندي در مجاورت آن و در دوردست آنچه ديده ميشد احتمالاً قلعه معروف حلب بود.
از حلب به سمت دمشق در بزرگراه روانه شديم. در مسير، علاوه بر درختان زيتون، باغ هاي پسته زيادي ديده ميشدند. از شهرهاي حماه و حمس گذشتيم. 23 كيلومترمانده به دمشق و در مسير شرق (راه تَدمُر و بغداد) با فاصله حدود 3 كيلومتر، در منطقه مَرجِ عَذرا به زيارت مزار حُجر بن عدي رفتيم و در مجاورت آن ناهارِ ديروقت صرفنموديم. بعداز ساعت 6 عصر به وقت دمشق در محل زينبيه (حدود 10 كيلومتري جنوب شرقی دمشق) در هتلي اقامت نموديم.
بالاخره پس از مسافرت 5/2 روزه موفق شديم مرقد مطهر حضرت زينب سلامالله عليها راكه در مجاورت هتل بود زيارت نماييم. با مشاهده مرقد، خصوصاً در اولين زيارت، با يادآوري مصيبت هاي زينب (س) در حماسه عاشورا، كسي نميتواند از سرازير شدن اشك خود جلوگيري نمايد. چون دربهاي حرم را از 5/8 شب تا اذان صبح میبندند، لذا مجبور شديم حرم را زود ترككنيم.
معمولاً كاروانهاي زميني در زينبيه ساكن مي شوند و به كرّات مي توان به زيارت حضرت زينب (س) رفت و در مصلّاي مجاور آن نماز جماعت خواند. در هنگام تحويل سال 1387 (7:48 صبح پنجشنبه 1/1/1387 بهوقت دمشق و 9:18 بهوقت تهران) در جشني در مصلّاي زينبيه كه توسط ايرانيان برگزار ميشد شركت نموديم كه همزمان با هفته وحدت بود. در شمالشرق و خارج از بارگاه حضرت زينب(س) و در قبرستان كوچكي مي توان بر قبر مرحوم دكتر شريعتي فاتحهاي فرستاد.
عصر پنجشنبه در برنامه دورهاي به زيارت هابيل (ع) (قبر هفت متري) در 45 كيلومتري غرب دمشق و در بالای کوهی در قريه زَبَداني و در راه بيروت رفتيم. جای باصفايی بود و بازار نيز در كنار آن تشكيل شده است. در برگشتن، راننده اتوبوس بامرامِ سوری به صورت افتخاري ما را به مقام سيده سكينه در غرب دمشق و منطقه داريا(دارايا) برد كه ساختمان آن در حال تكميل است. در كتابچه هايي ثابت كرده بودند كه ايشان نه تنها دختر حضرت علي(ع) است، بلكه از فاطمه زهرا(س) میباشد، يعنی حضرت زهرا(س) دختری به نام سکينه داشتهاست. در برگشت به دعاي كميل زينبيه نرسيديم لذا دعا را در يكي از اتاقهاي هتل برگزار نموديم. نماز صبح جمعه و دعاي ندبه را در حرم حضرت رقيه(س) (درداخل شهر دمشق) برگزار و زيارت نموديم كه خيلي شلوغ بود. نماز جمعه را نيز در مصلّاي حضرت زينب(س) با خطبههاي فارسي و عربي برگزاركرديم.
سه وعده غذا را هميشه در هتل صرف مي نموديم. عصر جمعه به قبرستان باب الصغير(جنوب دمشق) رفتيم. بعضي از قبرها متعلّق بودند به: سكينه بنت الحسين (س)، امكلثوم بنت علي (ع)، فاطمه صغري، فضّه، بلال حبشي، اسماء، ميمونه، حميده، عبدالله بن زينالعابدين، امّ سلمه وامّ حبيبه. غروبِ جمعه را با ادای نماز مغرب و عشا در کنار مرقد عبدالله بن زينالعابدين بهپايان برديم.
در ادامه، در مورد مسجد جامع اموي، مناطق مسيحي نشين دمشق و سفر به لبنان خواهم نوشت.
نوشته شده توسط احمد غريب زاد در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387 ساعت 8:7 موضوع | لینک ثابت
سفر سوريه (1) شرايط سفر زيارتی به سوريه برای ساعت 10 صبح دوشنبه 27 اسفند 1386 شمسی، برابر با 9 ربيعالاول 1429 قمری فراهم شد. در سفر زمينی به سوريه، با عبور از نيمی از خاک ترکيه شايد برای اولينبار بتوان خستگی اتوبوس را تحمل کرد تا علاوه بر زيارت، سياحتی مختصر و ارزان! هم کردهباشيد، خصوصا اگر در ادامه بخواهيد به لبنان مسافرت کنيد. مدت سفرکاروان زيارتی از کرج تا دمشق از مسير ترکيه، 57 ساعت طول کشيد! توقف در امامزاده حسين قزوين و مسجد ولیعصر(عج) صوفيان در دستور کار اکثر کاروانها قرار دارد. پساز شهر ماکو، 4 صبح روز بعد وارد مرز بازرگان شديم. احتمالاً شلوغی ايّام نوروز علت اصلی معطّلی غيرعادی 8 ساعته! در مرز بود. با ورود به ترکيه، و پساز ديدن قُلّه آرارات، در اولين شهر آن، دغوبايزيد برای ناهار توقف داشتيم. با گذشتن از شهرهای آغری، توتاق، پاتنوس، در شمالغرب درياچه وان و قبل از اخلات(در طرف مقابل شهر وان) حين استراحت مختصر، عدهای مراسم چهارشنبهسوری بهپا کردند! هوا سردتر از کرج بود و تا اينجا چيزی پيشرفتهتر از ايران ديده نشدهاست. پس از گذشتن از شهر بِتليس، شامِ ديروقت خورديم. در خواب و بيداری از سيلوان، دياربکر و اورفه گذشته و در در غازیعينتابيا غازیانتپ (GAZIANTEP گاراژ معروف گازوئيل فروشی! و محل خريد در ترکيه) نماز صبح خوانديم. اينجا پيشرفتهتر از شرق ترکيه است. با مشاهده باغهای زيتون و پسته و گذر از کيليس، کمتر از يکساعت به مرز ترکيه و سوريه رسيديم. با 2 ساعت معطّلی و حدود 5/9 صبح چهارشنبه 29/12/1386 در خاک جمهوری عربی سوريه که پر از عکسهای بشّار اسد است، بهسمت اعزاز و حلب حرکت کرديم. ادامه دارد...
نوشته شده توسط احمد غريب زاد در پنجشنبه 15 فروردین1387 ساعت 8:41 موضوع | لینک ثابت
بسمه تعالي
سفر حج
وَاَتِمُّوالحَجَّ وَالعُمرَةَ لِلّه
اگر روزي پيروان اسلام تنها پيامبر اعظم(ص) و همسر ايشان و پسرعمويشان حضرت علي(ع) بودند، اكنون، اسلام صدها ميليون پيرو از قبايل و اقوام مختلف دارد که در مراسم حج نمايندگان آنها را ميبينی. ... سوداني ها با هيكلهاي درشت و سياه و صورتهاي چاق و گرد و عمامههاي بزرگ و پيچدرپيچ، نيجريهاي جوان با صورتهاي مشكي و چشمان سفيد و كلاه رنگارنگ و لباسهاي دراز فيروزهاي، مالزيها و اندونزيها با كلاههاي سياه و چشمهاي بادامي و هيكلهاي ريزهميزه...
31 فروردين 1374 با هواپيما عازم جدّه شده و از آنجا با اتوبوس به مدينهالنبي رفتيم. زيارت قبر نبي اكرم(ص) براي حُجّاج، مستحب مؤكّد، وترك آن جفا در حق ايشان است. مسجدالنبي با گنبد سبز، ميعادگاه عاشقان و متوسلين به آخرين فرستاده خداست. مسلمانانِ زائري كه بايد به پيشواي خود حساب پسدهند، اينكه آيا امانتداري كرده و به دو گوهر گرانبهاي قرآن و عترت چنگ زده و اطاعت كردهاند؟ قبرستان مظلوم بقيع در جنوب شرقي مسجدالنبي قراردارد. ساعاتي كه درب آن گشوده ميشود، زائران با دلهاي سوخته و شتابان خود را به حضور ائمه بقيع عليهمالسلام رسانده، زيارتنامه را با باران اشك ميشويند و مزار گمشده زهرا(س) را ميجويند.
روز عرفه معرفت فرا مي رسد و همه مُحرِِم شده و به سوي صحراي عرفات روانند....
صبح روز دهم ذي الحجه، عيد قربان، عيد تكامل روحيِ انسان فرارسيد. پس از طلوع آفتاب همه به سوي صحراي مِنا(منی) بهراه ميافتند. اولين عمل، زدنِ هفت سنگ به شيطان بزرگ( رمي جمره عقبه ) است. بايد شيطان درون و بيرون را از خود راند . آنگاه از مال خود گذشت و گوسفندي قرباني نمود. سرانجام از آخرين آثار فخرفروشي يعني زلف خود نيز گذشت و سر را نيز تراشيد( حلق ). ...
نوشته شده توسط احمد غريب زاد در یکشنبه 19 اسفند1386 ساعت 9:16 موضوع | لینک ثابت
باسمه تعالي
هوشمندی
مكوشيد آنچه را بيرون از طبيعتِ انسان ماندهاست بهدرون ببريد،تلاش نماييدآنچه را در درون انسان است بيرون بياوريد.
توانمنديها و شايستگيهاي موردنياز هر کاری را ميتوان به سه دسته تقسيم كرد: 1- دانش2- مهارت3- هوشمندي(يا استعداد، قريحه، بينش،... = talent).
هوشمنديها، ذاتی هستند و آنها را نميتوان آموزش داد. صافي مغز هر فرد بيهمتاست. پس از دوران نوجواني، تغييرشكل در بزرگراههاي ارتباطي مغز بسيار دشوار است. به كاركنان نميتوانيد بياموزيد كه درد ديگران را حس كنند يا انگيزه براي خدمت و ياري ديگران داشتهباشند، يا صاحب ديدگاههاي ارزشمند شوند، از درگيري و چالش لذت ببرند، يا با زيركي با هركس آنگونه كه ضروري است رفتار نمايند. همچنين داشتن خلاقيت، نظم و انضباط، ديد راهبردي، مسؤليتپذيري، اخلاق، حس رقابتجويانه، خودخواهانه، خوشبين يا بدبينبودن، ايجاد رابطه با ديگران، اظهارنظر نمودن يا خجالتيبودن، و ... از اين دست هستند.
نهتنها براي اجراي هر نقش برجسته، بلكه براي انجام كارهاي ساده نيز هوشمنديِ متناسب با آن لازم است. پرستاري، به هوشمنديِ همدردي نياز دارد، عشقِ دروني به دقّت و رُكگويي از هوشمنديهاي حسابداران بزرگ است. احتمالا فرد بدبين در نقش هاي قضايي، پليسي و بازرسي بِدَرَخشد. يك فرد سركش و استقلال خواه مي تواند كارآفرين خوبي باشد.
پيداكردن هوشمنديِ انسان مشكل است. معمولا افراد هوشمندي خود را نمي دانند. بهترين مديران، آنهايي هستند كه هوشمنديهاي نهفته كاركنان را شناسايي و كشف كنند، سپس آنان را در نقشي قرار دهند كه اين هوشمندي به درستي و مؤثرتر بروز كند. خدمت دوم مديران به كاركنان، آموزش مهارتها و دانش تازه است.
از آنچه گفتهشد ميتوان تعادل را در آموزش ديد!
راستي بهتر نيست اول هوشمنديهاي خود را كشف كنيم؟
اين مطالب برداشتی است از كتاب"رهيدن از قانونهاي كهنه" که حاصل پژوهشي گسترده از يك ميليون كارمند و هشتاد هزار مدير ميباشدكه مؤسسه گالوپ در مدت چند سال انجام دادهاست،كتابي ارزشمند در زمينه مديريت منابع انساني.{باكينگهام،ماركوس و كافمن،كورت. "گام نخست، رهيدن از قانونهاي كهنه، راه برترين مديران جهان". ترجمه عبدالرضا رضايينژاد.1384 .تهران: نشر فرا}
نوشته شده توسط احمد غريب زاد در دوشنبه 19 آذر1386 ساعت 8:10 موضوع اجتماعی | لینک ثابت
باسمه تعالی
تعادل (2)
زمان در حال گذر، و همه چيز در حال تغيير است.تغييرات تكنولوژي، ابزار و روابط اجتماعي توسط انسانِ متفكّر، مبتكر و مختار جهت رفع نيازها صورت مي گيرد. راستي وظيفه ما در مقابل اين تغييرات چيست؟ تغييراتي را كه به صلاح بشريّت است بايد پذيرفت و استفاده کرد. البته هميشه حقايق و قوانين ثابتي نيز وجود دارند. به هرحال اين مسايل را مي توان به كمك عقل سليم (پيامبرِ درون) فهميد. عقلي كه آزاد بوده و هوا و هوس آنرا نپوشانده باشد. عقلي كه پيرويِ كوركورانه از گذشتگان و بزرگان زمان و مردم را ننمايد . اين همان عقلي است كه در اسلام و قرآن مورد تأييد و تأكيد قرارگرفته است بهطوري كه انسانِ بدون تعقّل و انديشه را بدتر از حيوان مي داند.
براي تشخيص راه اعتدال بايد راههاي افراط و تفريط را بشناسيم. در تاريخ اسلام افراط و تفريط زيادي وجود داشتهاست . عدّه اي به ظاهر آيات و احاديث اكتفا كرده و عقل را كنار نهادهاند(اشاعره-تفريط)، و عدّه اي ديگر افراط نموده و غير از عقل، قياس را هم پذيرفتهاند(معتزله- افراط) . شيعه راه اعتدال را پيموده و منابعِ اجتهادِ پويا را قرآن،سنت، اجماع و عقل دانسته است.
اسلام، راه است، نه منزل و توقّفگاه؛ راهِ اعتدال و ميانه است. قرآن كريم بهعنوان سند جاويد و دستنخورده اسلام،امّت اسلام را امّت وسط و ميانه ناميده است(بقره 143). امّت اسلام در همه امور بايد امّت ميانه باشند، نه چون يهود، فقط اهل دنيا باشند، و نه مثل نصارا فقط اهل آخرت. در قرآن حتّي كلمات نيز در تعادل اند بطوريكه هر يك از كلمات دنيا و آخرت بطور مساوي 115 بار در آن آمده است.
اخلاق اسلامي نيز بر مبناي اعتدال است. فضايل اخلاقي حدّ وسط، و رذايل اخلاقي افراط و تفريط هستند. در قوّه غضبيّه، شجاعت، فضيلتي در حد وسط است و تهوّر (بي باكي) در طرف افراط و جُبن (ترسويي) در طرف تفريط. در قوّه شهويّه، عفّت، حدّ وسط ،شَرَه (آزمندي و هرزگي) افراط و خمود (افسردگي و بي حسي) تفريط است. علم و حكمت در قوّه عاقله فضيلت و حدّ وسطاند كه در دو طرف آن رذايل اين قوّه يعني سفسطه (دانشِ همراه با تزوير- افراط) و كودني(بلاهت- تفريط) قرار دارند.
كمال براي هر انساني عبارت است از عدل و رعايت حدّ وسط در جميع صفات و افعال باطني و ظاهري، چه مربوط به خود شخص يا ميان او و همنوعان باشد. رستگاري و سعادت جز با پايداري و استقامت بر حدّ وسط حاصل نمي شود. پس بايد بين علم و عمل در حدّ وسط بود، و در عمل نيز ميان حفظ ظاهر و باطن متوّسطالحال بود.
همه موارد مذكور را با عقل سليم مي توان تشخيص داد. شرع و عقل از هم جدا نيستند چنانكه معصوم (ع) فرموده است: كُلُّ ما حَكَمَ بِهِالْعَقْلُ حَكَمَ بِهِ الْشَرعُ وَ كُلُّ ما حَكَمَ بِهِالْشَرعُ حَكَمَ بِهِالْعَقْلُ ، يعني آنچه را عقل حكم كند، شرع نيز حكم مي كند و برعكس. در ضمن، مواردي نظير وحي كه فراتر از عقل است (نه ضد عقل) توسط عقل سليم تكذيب نمي شود .
ميدانيم كه منابع (و ابزار) شناخت در اسلام عبارتند از طبيعت (حس)، عقل (استدلال) و دل (تزكيه) . اينها مكمّل هم هستند به بياني ديگر و به فرموده علامه حسن زاده آملي ، قرآن و عرفان و برهان از هم جدايي ندارند.
در جامعه ما عدّهاي به راه دل و عشق بسنده كرده و عقل را رها نمودهاند و فكر ميكنند كه اسلام دين استدلال و تعقل نيست. و لذا براي مسائل جديدو مقتضيات زمان از استفاده از عقل و استدلال طفره ميروند. و برعكس عدّهاي، خصوصاً تعدادي از اقشار تحصيلكرده دانشگاهي تنها روي تعقل و استدلال پافشاري ميكنند و آن را كافي مي دانند . البته تحصيلات غربي بر مبناي استدلال و منطق است يعني كار بر روي نيمه چپ مغز. در حالي كه نيمه راست مغز بيشتر مربوط به احساس و كليات و هنر است كه شرقيها از آن براي حل مسايل استفاده ميكردهاند. امروزه به اين نتيجه رسيدهاند كه تنها نيمه چپ مغز حلّال مشكلات نيست، بلكه بايد از ابتكار سمت راست مغز نيز استفاده كرد كه بيشتر در زمان استراحت فعّال است .
در اينجا بهتر است عرفان و عشق را به احساس افزود يعني غير از تعقّل ، بايد از احساس، عرفان و عشق براي شناخت و حل مشكلات استفاده كرد و ايمان را تحكيم بخشيد. چنانكه در قرآن آمدهاست كه با تزكيه مي توان رستگار شد( آيه 8 سوره شمس) و با مجاهده در راه خداوند، راه ها به انسان نشان دادهمي شود( وَالَّذينَ جاهَدوُا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ). با تقوا ، روشن بيني حاصل ، و راه، نمايانده مي شود.
انشاءالله خداوند ما را عارف به راه اعتدال يعني اسلام و قرآن و عترت عليهمالسّلام ، و عامل به آن بگرداند.
اين مطالب را که ميتوان "اسلام، راهِ اعتدال "نام نهاد، اعتقادات نويسنده است که عمدتاً از نظرات استاد شهيد مرتضي مطهّري در كتابهاي مقتضيات زمان، عدل الهي و مسأله شناخت و كتاب جامعالسّعادات علّامه مهدي نراقي استخراج شده است .
نوشته شده توسط احمد غريب زاد در پنجشنبه 24 آبان1386 ساعت 8:55 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت ارائه مطالبی در مورد تعادل و مسايل اجتماعی طراحی شده است . منتظر نظرات صاحب نظران محترم در این خصوص هستم . با شد تا با فکر جمعی در مسیر تعادل گام برداریم .
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY